نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

با طلب مطلوب را همخانه می یابیم ما

نور شمع از جبهه پروانه می یابیم ما

در غریبی، آشنا از آشنا هرگز نیافت

لذتی کز معنی بیگانه می یابیم ما

می توان از نقطه ای دریافت صد طومار حرف

تار و پود دام را از دانه می یابیم ما

موشکافان را نمی گردد صف مژگان حجاب

پیچ و تاب زلف را از شانه می یابیم ما

مرغ زیرک درنمی یابد ز دام زیر خاک

این خطر کز سبحه صد دانه می یابیم ما

از بلند و پست عالم آنچه می آید به چشم

چون صف مژگان به یک دندانه می یابیم ما

از گشاد سینه می بخشد خبر روی گشاد

وسعت میخانه از پیمانه می یابیم ما

چشم حق بین را نگردد کثرت از وحدت حجاب

نه صدف را گوهر یکدانه می یابیم ما

دام در صید دل ما بی گناه افتاده است

این گره در کار خود از دانه می یابیم ما

روی گردآلود خاک از سیلی طوفان نیافت

این صفا کز گریه مستانه می یابیم ما

صائب از ما کنج عزلت را به زر نتوان خرید

عشرت روی زمین در خانه می یابیم ما

سالکان صائب نمی یابند از پیران خویش

آنچه از بازیچه طفلانه می یابیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی به جستجوی معانی عمیق و ناپیدا در زندگی اشاره دارد. شاعر از تجربیات و احساسات مختلف صحبت می‌کند که از جستجو و طلب مطلوب به دست می‌آید. او به تضادهایی که در دنیا وجود دارد، مانند غریبی و آشنایی، و همچنین به جزییات زندگی که ممکن است در نگاه اول ناپیدا باشد، اشاره می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویری چون پروانه و شمع نشان می‌دهد که چگونه جستجوی حقیقت و معنا می‌تواند روشنی‌بخش باشد. او به نحوه‌ی درک عمیق‌تر از دنیا و چگونگی کسب لذت از مفاهیم غریب می‌پردازد. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که در زندگی، زیبایی و معنای واقعی را می‌توان در اشیاء و لحظات ساده نیز پیدا کرد و نباید فقط به ظاهر آن‌ها توجه کرد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که آنچه از پیران و تجربیاتشان می‌آموزیم، به نوعی می‌تواند بازیچه‌ای کودکانه باشد و نکات عمیق‌تری را فرای آن کشف کنیم.