غزل شمارهٔ ۲۶۹۸ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر شکر در جام ریزم زهر قاتل میشود
چون صدف گر آب نوشم عقده دل میشود
چون سکندر میخورد آیینهٔ عمرش به سنگ
از خضر یک آب خوردن هرکه غافل میشود
جامه بر تن کعبه را مجنون ما خواهد درید
کی ز سنگ کودکان دیوانه عاقل میشود؟
زیر هر برگ گلی صد نیش خار آماده است
با تن آسانی مکن عادت که مشکل میشود
قطره اشکم اگر از دل چنین چیند غبار
تا سر مژگان رسیدن مهره گل میشود
جان نخواهد برد صائب آفتاب از آه ما
وای بر شمعی که با صرصر مقابل میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به ابراز احساسات و تجربیات عاطفی میپردازد. او بیان میکند که حتی شیرینیها (شکر) میتوانند به زهر تبدیل شوند و برخی نوشیدنیها مانند آب خضر، ممکن است خوشایند نباشند. همچنین، اشارهای به چگونگی ناپایداری انسانها و دلایلی که باعث غفلت و دیوانگی میشوند، میکند. شاعر به مشکلات زندگی و خطرات نهفته در زیباییها نیز اشاره میکند و هشدار میدهد که تحت تأثیر ظواهر قرار نگیریم. او همچنین تصریح میکند که احساسات عمیق و اشکها میتوانند به تلطیف دل و روح کمک کنند و نهایتاً به تاثیرات منفی و دشواریهایی که با آنها مواجه میشویم، میپردازد.