غزل شمارهٔ ۳۱۷۶ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
همین سرگشتگی چشم حریص از مال می بیند
چه آسایش زخرمن دیده غربال می بیند؟
جهان چون چشم سوزن می شود در چشم کوته بین
اگر کوتاهیی در رشته آمال می بیند
اجل بار گرانباران دنیا را سبک سازد
بود در خواب اگر آسایشی حمال می بیند
خرابیهای ظاهر، گنج در ویرانه می دارد
مبصر جغد را مرغ همایون فال می بیند
چه گل چیند زعمر خود گنهکاری که عالم را
زخون بیگناهان طشت مالامال می بیند
بر آن بالغ نظر رحم است در قید جهان بودن
که اوضاع جهان بازیچه اطفال می بیند
نگیرد آب گوهر جای گرد خاکساری را
به دریا متصل شد سیل و در دنبال می بیند
لب جان بخش روح الله و چشم تنگ سوزن را
به یک چشم غلط بین دیده دجال می بیند
نماند از عمر یک دم خواجه مغرور را افزون
زغفلت همچنان مستقبل احوال می بیند
نباشد هر که را در خیر دست از کوته اندیشی
چه گل از عمر می چیند، چه خیر از مال می بیند؟
به ناکامی بساز از چشمه حیوان که اسکندر
زظلمت زنگ بر آیینه اقبال می بیند
کجا صائب شود همخانه با من عشوه پردازی
که در آیینه با صد ناز در تمثال می بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی دغدغههای انسانی در مورد دنیا و زندگی میپردازد. شاعر به نقد دنیای مادّی و وابستگی به مال و ثروت میپردازد و بیان میکند که انسانها به خاطر چشمان تنگنظر خود، هر چه را میبینند، زشت و خراب میپندارند. او به عبث بودن تلاشهای انسان برای ثروتاندوزی و لذتهای دنیا اشاره میکند و میگوید که این اقدامات به ناکامی و پشیمانی می انجامد. همچنین، شاعر به زودگذری عمر و عدم توانایی انسان در درک واقعیتهای عمیقتر زندگی اشاره دارد و به طور کلی تأکید میکند که در دنیای پر زرق و برق، بسیاری از افراد دچار غفلت و بدبینی هستند.