نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵۲۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند

شرم را روی عرقناک تو بیدار کند

هرکه را فکر سر زلف تو در هم پیچد

کمر وحدت خود حلقه زنار کند

نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب

آب کوثر چه به لب تشنه بیدار کند؟

آنقدر گرد کدورت ننشسته است به دل

که مرا سیل گرانسنگ سبکبار کند

ادب عشق بر آن رند نظر باز حلال

که تماشای گل از رخنه دیوار کند

راه هموار کند پرده خواب آبله را

رهنورد تو حذر از گل بی خار کند

زنگ در سینه من ریشه رسانده است به آب

سعی صیقل چه به این آینه تار کند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت چشم‌ها و ویژگی‌های معشوق می‌پردازد و تأثیر عاطفی و روحی او را بر عاشق توصیف می‌کند. شاعر به قدرت عشق و احساسات می‌پردازد که می‌تواند نگاه‌ها را هوشیار کند و دل‌ها را بیدار کند. او همچنین از صفا و روشنی عشق صحبت می‌کند و به تأثیر زنگ در دل و بارش عشق اشاره می‌کند. به‌طور کلی، این شعر نشان‌دهنده تأثیر عمیق عشق و زیبایی معشوق بر وجود عاشق است.