نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۳۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشق آزرده و محزون و غمین می باید

صاحب گنج گهر تلخ جبین می باید

خیره چشمان هوس را ادبی در کارست

حسن بی قید ترا چین به جبین می باید

همچو خورشید به ذرات جهان گرم درآی

گر ترا روی زمین زیر نگین می باید

خشم ماری است که سر کوفته می باید داشت

حرص موری است که در زیر زمین می باید

هیچ کس منکر تحت الحنک واعظ نیست

اینقدر هست که چسبانتر ازین می باید

پاک کن از سخن پوچ دهان را صائب

لقمه کام صدف در ثمین می باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به توصیف ویژگی‌های عشق می‌پردازد. او بیان می‌کند که عشق باید با دلی رنجور و اندوهگین همراه باشد و مانند گنجی ارزشمند، احساسات تلخی را به همراه دارد. چشمان عاشق باید ادب و احترام داشته باشد و زیبایی معشوق باید در دقت و نازکی جلوه کند. شاعر همچنین بیان می‌کند که عشق باید مانند خورشید گرم و نورانی باشد و خشم و حرص نیز به تلخی تجربه عشق اضافه می‌کنند. او به این نکته اشاره می‌کند که هر کسی به اهمیت و تأثیرگذاری سخنان عالمانه آگاه است و در نهایت، خواستار این است که از سخنان بی‌محتوا پرهیز کند و به دنبال حقیقتی ارزشمند باشد.