غزل شمارهٔ ۳۶۵۴ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هرکه آسودگی از عالم امکان جوید
ثمر از بید و گل از خار مغیلان جوید
نتوان در حرم و دیر خدا را جستن
مگر این گنج کسی در دل ویران جوید
نیست جز دست تهی حاصل آن غواصی
که درین نه صدف آن گوهر غلطان جوید
هست امید که نومید نگردد آن کس
که ترا در دل و در دیده حیران جوید
سبز چون خضر ز زنگار خجالت گردد
زندگی هر که ز سرچشمه حیوان جوید
رام گشتن طمع از آهوی وحشی دارد
مردمی هرکه ازان نرگس فتان جوید
طلب گوهر شهوار نماید ز حباب
هرکه حق را ز سراپرده امکان جوید
نتوان قطع امید از رگ جان صائب کرد
چون رهایی دل ازان زلف پریشان جوید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل به جستجوی آرامش و حقیقت در زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که برای یافتن آسایش و زیبایی، باید دل پاک و ویران خود را جستجو کنیم. او اشاره میکند که هیچ دستاوردی بغیر از تلاش واقعی و معناگرا به دست نمیآید و تنها با امید و ایمان میتوان به حقایق دست یافت. همچنین، زندگی و طراوت را در پیروی از سرچشمه اصلی حیات میداند. شاعر میگوید که هر کس به دنبال حقیقت باشد، نباید از امید دست بکشد، حتی اگر در جستجوی آن با موانع مواجه شود. در نهایت، شعر طعمی فلسفی از عشق، جستجوی معنای زندگی و پذیرش چالشها را ارائه میدهد.