نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۷۷۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟

نمک به شور قیامت چه می تواند کرد؟

به آفتاب جهانسوز اوج یکتایی

هجوم شبنم کثرت چه می تواند کرد؟

نمی شود دل روشن سیه ز گرد گناه

به آب حیوان ظلمت چه می تواند کرد؟

هزار پیرهن از گرد خاکسار ترم

به من غبار مذلت چه می تواند کرد؟

درازدستی حرص و فراخ گامی سعی

به تنگ گیری قسمت چه می تواند کرد؟

متاع خوب به هر جا رود عزیز بود

به ماه کنعان غربت چه می تواند کرد؟

ز سخت جانی من سنگ پا به کوه نهاد

به من زبان ملامت چه می تواند کرد؟

ز یار شکوه بیجا چه می کنی صائب؟

به آن غرور شکایت چه می تواند کرد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عشق و محدودیت‌های آن می‌پردازد. شاعر می‌گوید که نصیحت به عاشقان بی‌فایده است و هیچ چیز نمی‌تواند بر عواطف و تجربیات عمیق عشق غلبه کند. او اشاره می‌کند که اوج یکتایی و حقیقت عشق نمی‌تواند تحت تأثیر کثرت‌های ظاهری قرار گیرد و هر تلاشی برای پاک کردن گناهان و عیوب انسانی بی‌نتیجه است. در نهایت، شاعر از ملامت‌ها و نگرانی‌ها در رابطه عاشقانه سخن می‌گوید و می‌پرسد که چه کسی می‌تواند بر غرور و نارضایتی‌های بی‌مورد غلبه کند. به طور کلی، شعر به عمق عشق و چالش‌های آن می‌پردازد.