نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۸۶۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

حضور روی زمین در فتادگی باشد

هدف نشانه تیر از ستادگی باشد

به قدر ریزش ابرست بخشش دریا

گهرفشانی دست از گشادگی باشد

به قدر نقش پذیری سیاه گردد دل

صفای سینه به مقدار سادگی باشد

ز سنگ لعل و ز نِی می شود شکر پیدا

چه احتیاج هنر را به زادگی باشد

ز چاه یوسف مصری به اوج جاه رسید

عروج مرد به قدر فتادگی باشد

در اختیار نباشد سوار پابرجا

عنان مرد به دست از پیادگی باشد

چنان که گردش پرگار ار فشردن پاست

روانی سخن از ایستادگی باشد

گشاده روی به اخوان سلوک کن صائب

که فیض صبحدم از روگشادگی باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفهوم فتادگی و سادگی در زندگی می‌پردازد و تأکید می‌کند که پیشرفت و موفقیت انسان‌ها به میزان تواضع و فروتنی آن‌ها بستگی دارد. شاعر از طریق تشبیهات و کنایات مختلف نشان می‌دهد که ارزش‌های واقعی در زندگی، در سادگی و خود را کوچک‌تر از دیگران دانستن نهفته است. به عنوان مثال، اشاره می‌کند که بخشش و جود به اندازه بارش باران و نقش‌پذیری دل به اندازه سادگی است. همچنین تأکید می‌کند که هنری واقعی نیاز به زادی ندارد و افراد بزرگ نیز از طریق فتادگی به اوج موفقیت می‌رسند. در نهایت، شعر دعوت به گشاده‌رویی و ارتباط مثبت با دیگران می‌کند، زیرا این نوع رفتار به زندگی و فیض واقعی می‌انجامد.