نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۱۸۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل را سیاه آه غم آلود می کند

تاریک چشم روزنه را دود می کند

از سوز عشق پاک می شود دل ز آرزو

آتش علاج خامی این عود می کند

از روزن است خانه گل را اگر گشاد

دل را گشاده روزن مسدود می کند

روی سیه بود چو نگین حاصل کریم

بهر بلند نامی اگر جود می کند

در انتقام هند ایاز سیاه چشم

خاک سیه به کاسه محمود می کند

از داغ تشنگی جگرم گرشود کباب

حاسد به چشم شور نمکسود می کند

گر دیگران به دیدن روی تو خوشدلند

صائب دلی به یاد تو خشنودمی کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان تلخی‌های عشق و دردهای ناشی از آن می‌پردازد. دل انسان را غم و اندوه سیاه می‌کند و عشق باعث می‌شود آرزوها پاک شوند. در این شعر، شاعر به تضاد بین زیبایی و غم اشاره دارد و از تأثیرات منفی عشق بر دل صحبت می‌کند. همچنین به موضوع انتقام و حسادت پرداخته می‌شود و در نهایت به یاد معشوق باعث خوشحالی دل شاعر می‌شود. به طور کلی، شعر تجلی احساسات عمیق و متناقض عشق است.