نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۰۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ریزش چو شیشه هرکه به آوازه می کند

در هرپیاله زخم مرا تازه می کند

از صحبت آن که خاطر جمع است مطلبش

سی پاره را به تفرقه شیرازه می کند

رخسار چون بهشت تو در هر نظاره ای

ایمان من به خلد برین تازه می کند

امشب کراست عزم تماشای ماهتاب

کز هاله مه تهیه خمیازه می کند

آن روی چون گل است ز گلگونه بی نیاز

مشاطه خون عبث به دل غازه می کند

مستان برون ز عالم اندازه رفته اند

ساقی همان رعایت اندازه می کند

چون ابر حاصلش ز کرم شهرت است وبس

صائب کسی که جود به آوازه می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات و روابط انسانی در قالب زیبایی‌شناسی پرداخته است. شاعر از ریزش اشک‌ها و دردهای خود سخن می‌گوید که با هر نوشیدنی تازه می‌شود. او به خوش‌خلقی و محبت کسی که نگرانی ندارد اشاره می‌کند و زیبایی صورت معشوق را با بهشت مقایسه می‌کند، که ایمان او را قوت می‌بخشد. شاعر اشاره دارد که دلبستگی به تماشای ماه و زیبایی گل، او را به وجد می‌آورد. همچنین از مستانی که از دنیای عادی فاصله گرفته‌اند یاد می‌کند و در نهایت به وصف بزرگی و سخاوتی می‌پردازد که تنها به شهرت خود اهمیت می‌دهد. به طور کلی، شعر احساسات عمیق عشق و زیبایی را تجلی می‌دهد.