نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۸۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رخسار او ز می چو عرقناک می شود

هر سینه ای که هست ز دل پاک می شود

افزود آب ورنگ لبش از غبار خط

آن خون کجا نهفته به این خاک می شود

زان سان که موم می شود از شعله نور پاک

دل چون گداخت شعله ادراک می شود

از زهد خشک سرکشی نفس شد زیاد

آتش بلند از خس وخاشاک می شود

آدم ز خلق خوش به مقام ملک رسد

خونی که مشک ناب شود پاک می شود

بر هر که تیغ می کشد آن آفتاب روی

صائب چو صبح سینه من چاک می شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تأثیر عشق و محبت بر دلی پاک اشاره دارد. رخسار معشوق به مانند شراب شفاف و دل‌انگیز است که احساسات عمیق را در دل بیدار می‌کند. وجود او باعث می‌شود که دل‌ها از غبار مشکلات پاک شوند و به حقیقت نزدیک‌تر گردند. عشق می‌تواند به انسان تحول و کمال ببخشد و او را به مقام‌های بالاتر برساند. همچنین بیان می‌کند که عشق، مثل شعله‌ای نورانی، می‌تواند دل را بسوزاند و در عین حال نیرو و آگاهی تازه‌ای به انسان ببخشد. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق به گونه‌ای است که همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد و انسان را به دنیای جدیدی وارد می‌کند.