نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را

همان از شوخی بو می کند بیدار گلچین را

به روی غیر می خندد نگار من، نمی داند

که رغبت می فزاید از گل بی خار گلچین را

هوس را در حریم حسن رو دادن به آن ماند

که خار از دست بیرون آورد گلزار گلچین را

مرا از روی شرم آلود او روشن شد این معنی

که خواهد دید آن گل پشت سر بسیار گلچین را

ز قرب بوالهوس در آتشم، با آن که می دانم

که خواهد سوختن آن آتشین رخسار گلچین را

جگر را در ذوق داغش کرد گرم عشقبازی ها

به گلشن می دواند گرمی بازار گلچین را

ز قرب بوالهوس صد خار دارم در جگر صائب

چسان بلبل تواند دید در گلزار گلچین را؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این غزل، شاعر به زیبایی و جذابیت گلچین (گلچین یعنی کسی که گل‌ها را چیده و انتخاب کرده است) اشاره می‌کند. او اظهار می‌کند که رنگ و عطر گل‌ها نمی‌تواند فعالیت‌های گلچین را تحت تأثیر قرار دهد و این حس قوی از زیبایی و عطر گل‌ها، اعتماد به نفس او را افزایش می‌دهد. شاعر همچنین به تضاد میان زیبایی و حسرت اشاره می‌کند و از ناراحتی‌ها و اشتیاقش به عشق صحبت می‌کند. او می‌گوید که عشق و زیبایی معشوق، او را به آتش می‌کشد، و از این عشق تلخ و شیرین به سوز و شعله‌های درونش می‌پردازد. در نهایت، شاعر احساس می‌کند که به رغم درد و رنجی که عشق به او می‌دهد، همچنان زیبایی‌ها و لذت‌های آن غیرقابل مقاومت هستند.