نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۰۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

عشق مقید به خط وخال نگردد

رهزن مرغان قدس دانه نباشد

بوالهوس وعشق بی غرض چه خیال است

گریه اطفال بی بهانه نباشد

کار سپر می کند گشاده جبینی

وای بر آن کس که شادمانه نباشد

سلسله جنبان چه می کند دل عاشق

جنبش گردون به تازیانه نباشد

لازم فقرست تیره رویی دارین

لیلی ما بی سیاه خانه نباشد

عشق به رنگ هوس ز پرده برآید

صائب اگر شرم در میانه نباشد

مستی ما از می شبانه نباشد

مطرب ما از برون خانه نباشد

جوش شکایت کجاوخون شهیدان

آتش یاقوت را زبانه نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان نوعی عشق حقیقی و عمیق می‌پردازد که از ظواهر و زرق و برق‌های دنیوی فاصله دارد. عشق واقعی نیاز به صداقت و نیازی خالصانه دارد و عشق‌های سطحی و مربوط به هوس، بی‌معنا و بی‌اساس هستند. او به این نکته اشاره می‌کند که عشق واقعی با مشکلات و سختی‌ها همراه است و تنها در شرایطی خاص می‌تواند بروز کند. در انتها، شاعر تأکید می‌کند که عشق حقیقی باید عمیق و صادق باشد و از مظاهر زودگذر دنیا فاصله بگیرد.