نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ندارد حاجت مشاطه روی گلعذار ما

پر طاوس مستغنی است از نقش و نگار ما

زمین از سایه ما گر شود نیلی، عجب نبود

که کوه قاف می بازد کمر در زیر بار ما

ز طوف ما دل بی درد صاحب درد می گردد

چراغ کشته در می گیرد از خاک مزار ما

شکوه خاکساری خصم را بی دست و پا سازد

شود باریک، دریا چون رسد در جویبار ما

ز بال افشانی جان این چنین معلوم می گردد

که چشم دام زلفی می پرد در انتظار ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید و تجلّی زیبایی و عظمت وجود و تاثیر فردی خاص اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه زیبایی و شکوه آن شخص به خودی خود نیاز به آراستگی ندارد، به قدرت و تاثیرگذاری او بر زمین و آسمان می‌پردازد. وجود این شخص باعث تغییراتی در دل‌ها و دنیای اطرافش می‌شود و حتی موجب شگفتی و زوال نیروهای مخالف می‌گردد. در نهایت، شاعر به جذابیت و دل‌انگیزی وجود او اشاره می‌کند که دیگران را در انتظارش نگه می‌دارد.