نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۵۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از حب جاه خواری دنیا شود لذیذ

از ذوق نشائه تلخی صهبا شود لذیذ

از طفل مشربی است که در کام ناقصان

این میوه های خام تمنا شود لذیذ

خوش کن به شور عشق دهن تاچو ماهیان

در مشرب تو تلخی دریا شود لذیذ

دیوانه شو که سنگ ملامتگران ترا

درکام همچو میوه طوبی شود لذیذ

آن دم رسی به کام که چون گوشه دهن

عزلت ترا به دیده بینا شود لذیذ

این تلخی سپهر ز راه مروت است

تابر تو زهر مرگ چو حلوا شود لذیذ

صائب به تلخی آن که بسازد درین چمن

چون میوه بهشت سراپا شود لذیذ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به موضوعات عشق، دیوانگی و لذت‌های دنیا می‌پردازد. او به تلخی‌های زندگی و خواسته‌های خام اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق می‌تواند تلخی‌ها را شیرین کند. شاعر به گذر از ملامت دیگران و به دست آوردن آرامش و لذت در تنهایی تأکید دارد. در نهایت، او می‌گوید که اگر از تلخی‌ها و مشکلات زندگی به درستی عبور کنیم، می‌توانیم لذت‌های بهشتی را تجربه کنیم.