غزل شمارهٔ ۴۶۵۲ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر
به آتش می رود این غفلان از راه آب آخر
هواجویی که کشتی در محیط باده اندازد
سرخود در سر می می کند همچون حباب آخر
اگر در آتش افتد پاک طینت فیض می بخشد
که گل گردد برای رفع درد سر گلاب آخر
زکار افتاد چون ظالم به اهل ظلم پیوندد
که بال تیر می گردد پرو بال عقاب آخر
مکرر می گزد دل را اگر شهد و شکر باشد
نشد صائب ترا سیری نصیب از خورد و خواب آخر؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به غفلت انسانها از عواقب کارهایشان اشاره دارد. شاعر به خطرات غفلت و پیامدهای آن، مانند افتادن در آتش و نابودی، اشاره میکند. در ادامه، به اهمیت پاکی نیت و تأثیر آن در زندگی اشاره میشود و بیان میشود که اگر انسان در مشکلات بیفتد، نیت پاکش میتواند به او فیض و کمک برساند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که اگر آدمی در گناه و ظلم غرق شود، مانند پرندهای بیپر و بال خواهد شد. در نهایت، این شعر تأکید میکند که لذتها و نعمتهای دنیوی نمیتوانند انسان را از تکامل درونی و رسیدن به هدفهای واقعی زندگی سیراب کنند.