نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۲۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای زلف و عارض تو ز هم دیده زیب تر

خطت ز خال و خال ز خط دلفریب تر

چشم بدت مباد، که حسن لطیف توست

صد پیرهن ز یوسف مصری غریب تر

هر حلقه ای ز خط تو گلدام دیگرست

ماه تو شد ز هاله خط دلفریب تر

ما دیده ایم تازه نهالان باغ را

سروی ندارداز تو چمن جامه زیب تر

موج سراب، شب نفسی راست می کند

دلهای شب ز روز منم ناشکیب تر

دلوی که خالی از چه کنعان برآورند

دربزم وصل نیست ز من بی نصیب تر

صائب اسیر حسن تو شد در زمان خط

شد در خزان ریاض تو خوش عندلیب تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و دلربایی معشوق است. شاعر با توصیف ویژگی‌های ظاهری معشوق، به مقایسه آن‌ها با زیبایی‌های دیگر می‌پردازد. او زلف و رخسار معشوق را از دیگر زیبایی‌ها برتر می‌داند و حتی به خال و خط بر روی صورت او اشاره می‌کند، که آن‌ها نیز دلفریب‌اند. شاعر همچنین نسبت به آثاری که از زیبایی معشوق بر دل و جان او می‌گذارد، ابراز ناچاری و وابستگی می‌کند و به حسرت و اشتیاق خود نسبت به او اشاره دارد. در نهایت، عاشق به این نتیجه می‌رسد که در زیبایی معشوق چیزی یگانه و بی‌نظیر وجود دارد که او را از همه چیز متمایز می‌سازد.