نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۰۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز

بر آتش تو جگرها شود کباب هنوز

شد آفتاب تو در ابر خط نهان هر چند

ز عارض تو شود دیده ها پر آب هنوز

ز خط شد آن لب میگون اگرچه پا به رکاب

توان رساند ز نظاره اش شراب هنوز

کشید حسن ترا گرچه خط به پای حساب

نمی کند نگهت ترک بیحساب هنوز

مه تو گرچه حصاری ز هاله خط شد

حذر کند ز شبیخونش آفتاب هنوز

ز خط قلمرو حسن تو گشت زیر و زبر

ز غفلت است دو چشم تومست خواب هنوز

ز نقش خط لب لعل تو گرچه شد بی آب

ز عارض تو تراوش کند حجاب هنوز

نهشت رنگ حیا بر رخت ز تردستی

چه نقشها که زند خط دگر برآب هنوز

اگرچه خط رقم رخصت تماشایی است

کند ز دیده من صائب اجتناب هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چهره محبوب می‌پردازد. شاعر به رغم وجود خطوط و نشانه‌هایی بر چهره محبوب، هنری که از آن ناشی می‌شود را تحسین می‌کند. او به تماشای چهره‌ی محبوب می‌پردازد و بیان می‌کند که حتی با وجود این خطوط، زیبایی او همچنان پرشور و زنده است. شاعر همچنین به تأثیر خط و نقش بر لب و عارض محبوب اشاره می‌کند و به نیرویی که این زیبایی در جذب نظر دارد، تأکید می‌کند. در کل، شعر بیانگر عشق و تحسین شاعر نسبت به زیبایی محبوب و تأثیر آن بر حس و احساس اوست.