نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۵۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از ناکسان وفا نشنیده است هیچ کس

بوی گل از گیا نشنیده است هیچ کس

از روزگار تلخ بود ناله حزین

از نیشکر نوا نشنیده است هیچ کس

بیگانه شو ز خلق کز این دور مطلبان

پیغام آشنا نشنیده است هیچ کس

خامش نشین که ناله جانسوز از سپند

در محفل رضا نشنیده است هیچ کس

کردار، بی‌نیاز ز گفتار بیهده است

دعوی ز کیمیا نشنیده است هیچ کس

عاشق به بال جذبه معشوق می‌پرد

تمکین ز کهربا نشنیده است هیچ کس

گفتار درمیان صواب و خطا بود

از خامشان خطا نشنیده است هیچ کس

عشق از دو کون گرد برآورد نرم نرم

سیلاب بی‌صدا نشنیده است هیچ کس

صائب خموش باش کز این حرف دشمنان

آواز مرحبانشنیده است هیچ کس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان تجربیات و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد و به این نکته اشاره می‌کند که هیچ‌کس از تلخی‌های زندگی و دردهایش نشنیده است. او به ناپایداری و ناوجودی ارتباطات انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کس از واقعیت‌های عمیق احساسات و عشق‌های واقعی خبر ندارد. شاعر همچنین به خاموشی و سکوتی اشاره دارد که در مواجهه با دردها و غم‌ها باید در پیش گرفت. او بر این نکته تأکید می‌کند که هیچ‌کس از مسایل واقعی زندگی، کیمیاگری عشق، و واقعیت‌های درونی زندگی دیگران خبر ندارد. در نهایت، او از شنیدن صدای محبت و دوستی نیز سخن می‌گوید و اهمیت این مفاهیم را در زندگی بشر یادآور می‌شود.