نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۶۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون لب پیمانه زنهار از سخن خاموش باش

صد سخن گر بگذرد در انجمن خاموش باش

عشرتی گرهست در دارالامان خامشی است

غنچه سان با صد زبان خوش سخن خاموش باش

نقش شیرین، شاهد شیرینی کارت بس است

پشت خود بر کوه نه ای کوهکن خاموش باش

حالت آیینه بر ارباب بینش روشن است

جوهری گر داری ای روشن سخن خاموش باش

غنچه رالب بستگی بند ملال از دل گشود

چشم فتح الباب داری، یکدهن خاموش باش

تا چو شمع انگشت بر حرف تو نگذارد کسی

با زبان آتشین درانجمن خاموش باش

کار شبنم از خموشی این چنین بالا گرفت

قرب گل می خواهی ای مرغ چمن خاموش باش

صفحه آیینه طوطی را به گفتار آورد

تا تو هم میدان نیابی، از سخن خاموش باش

گر زبان غنچه داری در دهن ای عندلیب

پیش کلک صائب رنگین سخن خاموش باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از اهمیت خاموشی و سکوت در موقعیت‌های مختلف سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که بهتر است در جمع‌ها و محافل، به جای گفتن سخنان بی‌فایده، آرامش را حفظ کرد و خاموش ماند. خاموشی را به عنوان یک هنر و ویژگی ارزشمند توصیف می‌کند و به تشبیه‌های مختلفی اشاره می‌کند، مانند غنچه‌ای که با وجود زیبایی‌اش بهتر است خاموش بماند. به طور کلی، پیام اصلی شعر این است که در برخی از شرایط، سکوت از بیان احساسات و نظرات، بهتر و مؤثرتر است.