نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۶۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از زمین دامن بیفشان همسفر با ماه باش

خانه را زیر و زبرکن آسمان خرگاه باش

شبنم بی دست و پا شد همسفر باآفتاب

چون بلند افتاد همت، دست گو کوتاه باش

با سبکروحان گرانجان بودن از انصاف نیست

چون دچار کهربا گردی، سبک چون کاه باش

در حریم عفو لاف بیگناهی می زنی

همچو یوسف مستعد تهمت ناگاه باش

شمع از تیغ زبان خود بود درزیر تیغ

زینهار از آفت تیغ زبان آگاه باش

خصم عاجز را قوی دان تا نگردی پایمال

گرچه شیری، برحذر ار حیله روباه باش

یوسف من، دردسر بسیار دارداعتبار

با عزیزی برنمی آیی، همان درچاه باش

در گنهکاری به جرم خویشتن اقرار کن

می کنی چون خواب، باری درمیان راه باش

تا مگر صائب شکست خویش راسازی درست

درپی خورشید تابان روزو شب چون ماه باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیه‌های فلسفی و اخلاقی می‌پردازد. شاعر از شنونده می‌خواهد که در زندگی‌اش با ماه و ستاره‌ها همسفر شود و با تغییر و تحول، به دنبال دستاوردهای بزرگ باشد. او تاکید می‌کند که نباید در برابر سختی‌ها و چالش‌ها کم‌طاقت بود و باید با برقراری تعادل در خود، از القاب و تهمت‌های بی‌اساس پرهیز کند. همچنین شاعر هشدار می‌دهد که از زبان خود مراقب باشد و در مواجهه با دشمنان زبردست، احتیاط کند. در نهایت، با اشاره به همه چالش‌ها، به پذیرفتن اشتباهات و اصلاح خود دعوت می‌کند و یادآور می‌شود که با تلاش و همت می‌توان به روشنایی و موفقیت دست پیدا کرد.