نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۹۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رنگ می بازد زنام بوسه یاقوت لبش

ازاشارت آب می گردد هلال غبغبش

ازگریبان حیات جاودان سر برزند

چون قبا هرکس که درآغوش گیرد یک شبش

عاشقان بیدهن را زهره گفتار نیست

ورنه جای بوسه پرخالی است درکنج لبش !

از نیستان داشت شیران جهان رادرقفس

بود درعهدی که ازنی همچو طفلان مرکبش

کوچه و بازار را پرشور می بینم دگر

تاکدامین سنگدل آزاد کرد ازمکتبش

بوسه های تشنه لب، پر در پرهم بافته است

چون کبوترهای چاهی، گرد چاه غبغبش

هر که را درهم فشارد درد بی زنهار عشق

گوش گیرد آسمان سنگدل ازیاربش

در گذر صائب ز مطلبها که در دیوان عشق

هرکه بی مطلب نگردد برنیاید مطلبش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت عشق و بوسه می‌پردازد. شاعر با بیان تصاویری زیبا از لب‌ها و غبغب معشوق، به شوق و شور عاشقانه اشاره می‌کند. او عشاق را به مانند شیرانی در قفس توصیف می‌کند که از عشق و بوسه محروم هستند. همچنین شاعر به پر شور بودن فضای کوچه و بازار و تأثیر عشق بر زندگی روزمره اشاره می‌کند و در نهایت به این نکته اشاره دارد که بدون فهم و درک عمیق از عشق، هیچ مطلبی به دست نخواهد آمد. عشق و بوسه‌ها در این شعر نماد زیبایی و عمق احساسات انسانی‌اند.