نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹۹۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به نوحه خانه ایام شاد و خرم باش

بگیر ساغر گلرنگ، گو محرم باش

مشو چو سبزه زمین گیر از گرانجانی

درین بساط سبکروح تر ز شبنم باش

مکن نمک بحرامی به سوده الماس

چو داغ پنبه به گوش از حدیث مرهم باش

چو آفتاب سرت تا زآسمان گذرد

چوابر، فیض رسان تمام عالم باش

ز شرم توست که آزار می کشی صائب

تو نیز بردر عرفان زن و مکرم باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به اهمیت شادی و خوشی در زندگی اشاره شده و دعوت به جشن و سرور شده است. شاعر از مخاطب می‌خواهد که به جای ناراحتی و افسردگی، سبک‌بار و آزاد باشد. با استفاده از تشبیهات زیبا، به او توصیه می‌شود که از فرصت‌های زندگی بهره‌برداری کند و از درد و رنج دوری کند. در نهایت، به ارزش و حرمت انسانی اشاره شده و از فرد خواسته شده که در مسیر عرفان و بزرگ‌منشی گام بردارد.