نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۴۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شعله ور گردد ز شور عشق آواز چراغ

از پرپروانه باشد پرده ساز چراغ

بس که سودا کرده عالم را سیه درچشم من

می کند هر کرم شب تابی به من ناز چراغ

صحبت روشن ضمیران پرده سوز غفلت است

خواب می سوزد چشم ازدیده باز چراغ

ما به مهر و مه ز قحط حسن قانع گشته ایم

کز تهی چشمی شود روزن نظر باز چراغ

دل چو روشن شد زبان لاف کوته می شود

کز نسیم صبح باشد بال پرواز چراغ

شرم نتواند حجاب حسن عالمسوز شد

کی نهان درپرده ماندنور غماز چراغ؟

چاره بیهوده نالان منحصر درکشتن است

غیر خاموشی ندارد سرمه آواز چراغ

رازهای سر به مهر سینه پروانه را

می توان دید ازرخ آیینه پرداز چراغ

کرد رسوا داغ صائب سوز پنهان مرا

شد دهان روزن خاموش غماز چراغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با تم عشق و شور زندگی سروده شده و به تصویر کشیدن زیبایی و روشنایی ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر با تشبیه چراغ به عشق و عشق را به پروانه، به روشنایی‌ای که از این احوال به وجود می‌آید، اشاره می‌کند. وی می‌گوید که عشق باعث می‌شود که چشم‌ها باز و دل‌ها روشن شوند. همچنین، به ناتوانی در پنهان کردن احساسات و رازهای درونی اشاره می‌کند و می‌گوید که در مقابل عشق، هیچ چاره‌ای جز پذیرش وجود ندارد. از طرفی، او بر این نکته تأکید دارد که عشق می‌تواند به انسان قدرت پرواز دهد و اوج دهد. در نهایت، شعر حاکی از این است که عشق و زیبایی نمی‌توانند پنهان بمانند و همیشه به نوعی خود را نمایان می‌کنند.