غزل شمارهٔ ۵۲۰۷ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
شور محشر نفروشد به لب یار نمک
پسته شور به شکر نگرفته است کسی
چه غریب است درآن لعل شکر بار نمک
می شود پیش لب خوش نمک یار سفید
پرده شرم فکنده است به یکبار نمک
دل مجروح مرا مرهم راحت نشود
شور عشقی که ازونیست به زنهار نمک
می کند کارخود آخر نمک، اما صائب
آنقدر صبر که دارد که کند کار نمک؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عشق و حسرت اشاره دارد. شاعر میگوید که قیمت عشق و زیبایی (نمک) فراتر از هر چیزی است و هیچ چیز نمیتواند جای آن را بگیرد. همچنین به رابطهای تلخ و شورانگیز اشاره میکند که در آن عشق باید با صبر تحمل شود. در آخر، شاعر به این نتیجه میرسد که حتی اگر نمک در زندگیاش کار میکند، صبر او نیز در نهایت به نتیجه خواهد رسید.