نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۹۲۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

مستانه سر شیشه می باز گشودیم

دیگر در صد میکده راز گشودیم

هر بند طلسمی که در آن زلف درازست

چون شانه به سرپنجه اعجاز گشودیم

بی ظرفی ما باعث رسوایی ما شد

تا راه سخن بر لب غماز گشودیم

بر سینه ما ناخن شهباز فرو ریخت

تا بال به خمیازه پرواز گشودیم

صائب قلم ما نشود چون علم فتح؟

ما مهر نهانخانه اعجاز گشودیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از لذت‌ و رازهای زندگی و میکده صحبت می‌کند. او به لحظاتی اشاره دارد که در آن‌ها به عمق احساسات و اسرار وجودی پی می‌برد. شاعر بیان می‌کند که چگونه با شکستن بندها و طلسم‌ها، به آزادی و روشنایی دست یافته و به بیان احساسات واقعی خود می‌پردازد. همچنین اشاره می‌شود که بی‌پروایی و جرأت در بیان سخنان باعث رسوایی و دیده شدن واقعیات می‌شود. در نهایت، شاعر از قدرت قلم خود سخن می‌گوید و ابراز می‌کند که به جای جستجوی پیروزی‌های ظاهری، به کشف رازهای نهفته می‌پردازد.