نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۹۵۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

ترم چون حباب از هوایی که دارم

که می ریزد از هم بنایی که دارم

امیدم به دست و پایی است، ورنه

چه کار آید از دست و پایی که دارم

به خورشید خواهد چو صبحم رساندن

دل ساده از مدعایی که دارم

نمانم به جا هیچ افتاده ای را

به منزل برم نقش پایی که دارم

بود استخوان روزیم گر جهان را

به دولت رساند همایی که دارم

سپندست کز جا جهد جا نماید

درین انجمن آشنایی که دارم

سخن می شود دلنشین زود صائب

اگر دل دهد دلربایی که دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره وضعیت ناپایدار و گذرا زندگی سپری می‌شود. شاعر از حبابی یاد می‌کند که نماد fragility (زیر که به زندگی اشاره دارد) است و به ناامیدی و تلاش برای بهبود اوضاع اشاره دارد. او امیدوار است که با تلاش و کوشش، به جایی برسد و از فرصت‌ها بهره‌برداری کند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که با وجود چالش‌ها، اگر دلش را به زیبایی‌ها و جذابیت‌ها بدهد، می‌تواند از زندگی لذت ببرد و سخنانی دلنشین بگوید.