نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۹۹۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟

سهل باشد پیش آب زندگی جان باختن

قطره را گوهر، گهر را بحر عمان کردن است

سر چو شبنم در ره خورشید تابان باختن

در شبستانی که اشک شمع آب زندگی است

نیست بر پروانه مشکل خرده جان باختن

پیش تیغی کز رگ جان است زلف جوهرش

چیست این استادگی در خرده جان باختن؟

خودنمایی چیست تا از بیخودی غافل شوند؟

بهر این آیینه نتوان آب حیوان باختن

فارغ است از سرمه ابر سیه آواز رعد

عشق را در پرده ناموس نتوان باختن

سبز کن چون مور در ملک قناعت گوشه ای

تا شود آسان ترا ملک سلیمان باختن

خون رحمت در دل ابر بهار آرد به جوش

بر امید نسیه نقد خود چو دهقان باختن

با کمال علم، ملزم گشتن از نادان خوش است

این قمار برده را شرط است آسان باختن

دل ز شبنم می برد خواهی نخواهی آفتاب

اختیاری نیست عاشق را دل و جان باختن

زود سر را گوی چوگان ملامت می کند

با قد خم گشته با اطفال چوگان باختن

دارم این یک چشمه کار از پیر کنعان یادگار

چشم را از گریه در راه عزیزان باختن

صائب از اوضاع عالم دیده بینش بپوش

چند عمر خویش در خواب پریشان باختن؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم باختن و قربانی دادن در عشق و زندگی می‌پردازد. او بیان می‌کند که باختن در برابر زیبایی و عشق، حتی اگر دشوار باشد، نه تنها سهل است بلکه طبیعی نیز محسوب می‌شود. قیاس‌های مختلفی در شعر به کار رفته است؛ مانند اینکه از جان باختن در مقابل تیغ عشق و زیبایی، چه معنایی دارد. شاعر به وضعیت پروانه در برابر شمع و تیرگی شب هنگام اشاره می‌کند و از این طریق، مفهوم امتحان و باختن را در زندگی و عشق بیان می‌کند. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که عشق و باختن جزء لاینفک زندگی هستند و انسان باید با این واقعیت‌ها کنار بیاید و از آنها بیاموزد.