نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۳۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ناله را درد از دل افگار می آرد برون

زخم ناخن نغمه را از تار می آرد برون

تنگدستی نفس را در حلقه فرمان کشد

کجروی را راه تنگ از مار می آرد برون

حسن برگیرد همان افتاده خود را ز خاک

سایه را مهر از ته دیوار می آرد برون

سرکشان را می تواند بر سر رحم آورد

هر که تیغ از قبضه کهسار می آرد برون

می خلد در دیده اش خار ندامت عاقبت

راه پیمایی که از پا خار می آرد برون

می برد داغ کلف هر کس که از رخسار ماه

سینه ما را هم از نگار می آرد برون

دید در آیینه گل هر که رخسار خزان

از گلستان دیده خونبار می آرد برون

زلف کافر را غبار خط مسلمان می کند

سر ز جیب سبحه این زنار می آرد برون

دامن از خار شلایین علایق جمع کن

کز گریبان صد گل بی خار می آرد برون

رشته جان را کند هر کس که صائب بی گره

سر ز جیب گوهر شهوار می آرد برون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دردها و ناراحتی‌های انسانی می‌پردازد و نشان‌دهنده تأثیرات منفی شرایط زندگی بر روح و روان افراد است. با استفاده از تشبیهات و تصویرسازی‌های زیبا، شاعر به بررسی موضوعاتی چون ناله و اندوه، فقر و تنگدستی، محبت و عشق، و همچنین تأثیرات منفی تصمیمات نادرست می‌پردازد. هر بیت با روایتی متفاوت سعی می‌کند به خواننده القا کند که چگونه رنج و مشکلات می‌تواند از دل و جان انسان‌ها بیرون بیاید و در عین حال بر جستجو برای آرامش و زیبایی تأکید دارد. در نهایت، شاعر به اهمیت پاک‌سازی از زوائد و پیدا کردن هویت واقعی از طریق عشق و عاطفه اشاره می‌کند.