غزل شمارهٔ ۶۲۷۵ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن
جلوه یوسفی از رخنه زندان دیدن
رمزی از بوالعجبی های نظربازان است
طبل رسوا زدن و شیوه پنهان دیدن
بیستون را الم مردن فرهاد گداخت
سنگ را آب کند داغ عزیزان دیدن
خنده بی نمک مرهم کافورم گشت
ای خوشا نیم تبسم ز نمکدان دیدن
سرمه دیده امید کنم خاکش را
گر میسر شودم روی صفاهان دیدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است. او در ابتدا به تصویرگری زیبا از معشوق و چالشهای عشق اشاره میکند. از زیبایی یوسف و حسرت دیدنش در زندان میگوید و به رموز عشق و علاقه اشاره دارد. شاعر از داغی که در دل دارد و اندوه از دوری عزیزانش سخن میگوید و تلاش میکند تا با خندههای بیمزه، اندک آرامشی بیابد. در نهایت، آرزو میکند که روزی به صفاهان برسد و عشقش را از نزدیک ببیند.