نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۶۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هوا را گر به فرمان کرده باشی

دو صد بتخانه ویران کرده باشی

دل سنگین خود گر نرم سازی

فرنگی را مسلمان کرده باشی

ترا آن روز دولت رو نماید

که رو از خلق پنهان کرده باشی

سخاوت با سخاوت پیشگان کن

که با یک شهر احسان کرده باشی

تنورت گرم باشد همچو خورشید

قناعت گر به یک نان کرده باشی

چو لاله سرخ رو از خاک خیزی

اگر داغی به دامان کرده باشی

هوس را عشق کردن آنچنان است

که موری را سلیمان کرده باشی

به عبرت زین تماشاگاه کن صلح

که آتش را گلستان کرده باشی

برون آرد سر از دریا حبابت

هوا را گر به زندان کرده باشی

اگر پیش از رحیل از خواب خیزی

سفر را بر خود آسان کرده باشی

ترا از حرف لب بستن چنان است

که یوسف را به زندان کرده باشی

نگردد خیره از خورشید تابان

نگاهی را که حیران کرده باشی

شود روشن ترا حال من آن روز

که اخگر در گریبان کرده باشی

نخواهی گرد عالم گشت صائب

اگر در خویش جولان کرده باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت درونیات و نیات انسان‌ها اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگر کسی بخواهد بر هوا و هوس‌هایش غلبه کند و عشق واقعی را تجربه کند، باید به خودسازی و نرم کردن دل سنگین خود بپردازد. همچنین تأکید می‌کند که سخاوت و قناعت می‌تواند به خوشبختی و آرامش منجر شود. شاعر بیان می‌کند که در سایه‌ی اخلاص و دوری از ریا، انسان می‌تواند به حقیقت و روشنی برسد و در نهایت از طریق خودآگاهی و درون‌نگری، انسان‌ها می‌توانند به کمال و سعادت دست یابند.