نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را

شکوه‌ای از تلخکامی نیست دوراندیش را

سوزِ دل از دست می‌گیرد عنانِ اختیار

شمع نتواند گره زد اشک و آهِ خویش را

خالِ مشکین است ازان سیبِ ذَقَن ظاهر شده؟

یا شبِ قدری است گِرد آورده نورِ خویش را

حاصلی غیر از جگر‌ خوردن ندارد راستی

نان به خون تر می‌شود صبحِ صداقت‌کیش را

پیشِ پای فکرِ رنگین هیچ راهی دور نیست

چون حنا یک شب به هندستان رساند خویش را

می‌رود از کوته‌اندیشی به استقبالِ مرگ

بی ضرورت می‌دواند هر که اسبِ خویش را

گر‌چه می‌سازند خود را دیگران در خانه جمع

گم کند در خانهٔ آیینه خودبین خویش را

پاسِ همراهانِ کاهل سنگِ راهِ من شده است

ور‌نه صائب من به منزل می‌رساندم خویش را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و اندوهی عمیق می‌پردازد و نشان می‌دهد که زندگی پر از غم و تلخی است. شاعر از نیش غم و تلخکامی می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که سوز دل و اندوه، اختیار و کنترل را از انسان می‌گیرد. همچنین، به زیبایی و نور ناشی از مشکلات و دردها اشاره می‌شود. سارقان زندگی از کوته‌فکری و نزدیکی به مرگ انتقاد می‌کنند و در نهایت، شاعر احساس بی‌دلی و سرگشتگی در روابط انسانی را مطرح می‌کند. یادآوری می‌شود که حتی در جمع‌ها ممکن است انسان خود را گم کند و به دنبال نشانی از خود بگردد.