نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۱۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در قلزم می همچو حباب است دل ما

از خانه به دوشان شراب است دل ما

موقوف نسیمی است ز هم ریختن ما

چون برگ خزان پا به رکاب است دل ما

سطری است ز پیشانی ما راز دو عالم

بی پرده تر از عالم آب است دل ما

از جنبش مهدست گرانخوابی اطفال

از گردش افلاک به خواب است دل ما

چون تیغ برهنه است چو افتد به سرش کار

هر چند که در زیر نقاب است دل ما

اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است

آنجا که تویی در چه حساب است دل ما

هر چند که در هر چمن آتش نفسی هست

صائب ز نوای تو کباب است دل ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و دل شاعر می‌پردازد. دل او همچون حبابی در آب است و خود را در طرب و شادابی می‌بیند. احساسات او وابسته به نسیم و حالتی ناپایدار است. شاعر به حالت دل خود که از حالت خواب و بی‌خودی متاثر است، اشاره می‌کند و به عمق رازهای دل می‌پردازد. در نهایت، او به ارزش و اهمیت دل خود اشاره دارد و ارتباطش با معشوق را برجسته می‌کند. عشق و وابستگی به معشوق در تمام ابیات حس می‌شود و دل شاعر نمادی از عشق و احساسات عمیق اوست.