نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دیده از خط بدیع آب دهید ای احباب

که عجب نقش بدیعی زده دوران بر آب

لب میگون و خط سبز تماشا دارد

بزدایید ز دل زنگ ازین سبزه و آب

دم خط را چو دم صبح غنیمت دانید

پیش از آن دم که ز مقراض شود پا به رکاب

زین خط تازه وتر، دیده و دل آب دهید

که ز هر حلقه در آتش بودش نعل شتاب

گرچه ایمن ز خزان است بهار عنبر

بشتابید به نظاره شما ای احباب

شب قدرست خط سبزنکویان، زنهار

غافل از دولت بیدار مگردید به خواب

خط مشکین، خط بیزاری اهل هوس است

مگذرید از سر این آیه رحمت به شتاب

گر غبار خط ازان روی چنین خواهد خاست

ای بسا دیده کز این گرد شود خانه خراب

گرچه از مشک شود وحشت آهو افزون

حسن خوبان ز خط سبز برآید ز حجاب

خط شبرنگ کند گردن خوبان را نرم

عاملان را نبود سرکشی از پای حساب

گفتم از خط دل او نرم شود، زین غافل

که خط سبز زند زهر به شمشیر عتاب

چون زند سبزه خط موج طراوت صائب

نیست ممکن که توان شد ز تماشا سیراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها درباره زیبایی و شگفتی‌های طبیعت و هنر سخن می‌گویند. شاعر به دوستانش توصیه می‌کند که از زیبایی‌های آب و سبزه بهره بگیرند و دل‌ها را از غم‌ها پاک کنند. او همچنین به اهمیت زمان و لحظات زودگذر اشاره می‌کند و می‌گوید که باید از فرصت‌ها بهره برد، زیرا ممکن است آن‌ها از دست بروند. در این شعر، زیبایی خط و نقش‌های آن به شکلی شاعرانه توصیف شده و به عشق و جذابیت‌های طبیعی و انسانی پرداخته شده است. شاعر به شدت تأکید می‌کند که غافل نشوید و از زیبایی‌های زندگی لذت ببرید.