نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۲۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر که را اینجا به سیلی آسمان خواهد نواخت

در کنار مرحمت، در آن جهان خواهد نواخت

باغبان در نوبهاران گوشمالی می دهد

نغمه سنجی را که در فصل خزان خواهد نواخت

قطره ما را ز چشم انداخت گر ابر بهار

در کنار لطف، بحر بیکران خواهد نواخت

می زند برق فنا بر خرمن ما خویش را

تابه برگ کاه ما را کهکشان خواهد نواخت

ساز سیر آهنگ ما را بر زمین زد آسمان

چنگ و نای بینوایان را چسان خواهد نواخت؟

ما یتیمان را به جوی شیر، لطف کردگار

همچو مادر در بهشت جاودان خواهد نواخت

باغبان از چشم پاک ما اگر واقف شود

همچو شبنم در کنار گلستان خواهد نواخت

هیچ کس را دل به اشک آتشین ما نسوخت

طفل ما را دامن آخر زمان خواهد نواخت

هستی ما صرف شد در گوشمال غم، مگر

در کنار خاک ما را آسمان خواهد نواخت؟

آن سلیمانی که کرد از مغز چشم زاغ سیر

این هما را هم به مشتی استخوان خواهد نواخت

در دهان شیر اگر افتد، مسلم می جهد

هر شکاری را که آن ابرو کمان خواهد نواخت

نوبت گفتار اگر صائب به ما خواهد رسید

مور ما را آن سلیمان زمان خواهد نواخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تفسیر و تصویرسازی از زندگی انسان‌ها و تأثیرات آسمان و طبیعت بر سرنوشت آنها می‌پردازد. او به نحوی اشاره می‌کند که هر کس تحت تأثیر تقدیر و شرایط قرار می‌گیرد و در کنار رحمت خداوند، به نوازش و آرامش دست می‌یابد. باغبان به عنوان نماد طبیعت، در بهار مراقبت می‌کند ولی در خزان نیز یادآوری می‌کند که زندگی تابع زمان و فصل‌هاست. شاعر با اشاره به یتیمان و لطف خدایی، امید به آینده و رحمت الهی را بیان می‌کند و تأکید می‌کند که زندگی ما به غم و چالش‌ها می‌گذرد، اما در نهایت عشق و محبت الهی همیشه وجود خواهد داشت. همچنین، او به قدرت و عظمت خداوند اشاره می‌کند که هر موجودی را در جای خود قرار می‌دهد و در نهایت، امیدواری به آینده و نوازش‌های الهی را در زندگی انسان‌ها زنده می‌دارد.