نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۳ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هستی نماند و در سر پوچ آرزو بجاست

می شد تمام و نکهت او در کدو بجاست

دخل جهان سفله نگردد به خرج کم

چندان که می برند به خاک آرزو بجاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به مفهوم بی‌ثمری زندگی و آرزوهای پوچ اشاره دارد. شاعر به ما می‌گوید که هستی و زندگی واقعی نیستند و آرزوها تنها در خیال باقی می‌مانند. همچنین اشاره می‌کند که تلاش برای کسب دنیا و استفاده از آن غالباً بی‌فایده است، چون آنچه که به دست می‌آید در نهایت به خزانه آرزوها تعلق دارد و نمی‌تواند کاملاً برآورده کننده نیازهای واقعی انسان باشد.