شمارهٔ ۲۰۶ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زخم گستاخم لب تیغ شهادت میمکد
شبنم من خون خورشید قیامت میمکد
نقش شیرین شسته شد از لوح خارا و هنوز
تیشهٔ فرهاد انگشت جلادت میمکد
از دهان خضر آب زندگانی میرود
تیغ او از بس لبِ خود را به رغبت میمکد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسی عمیق از درد و رنج است. شاعر با تصاویری قوی، به زخمهای خود اشاره میکند و بیان میکند که شهادت و خونریزی در زندگیاش چقدر تأثیرگذار بودهاند. او به یاد گذشته میافتد و از نقشهای شیرین زندگی که از بین رفتهاند، صحبت میکند. همچنین به شخصیتی مانند خضر اشاره میکند که آب زندگی را در اختیار دارد و تیغ مرگ را به طور ناخواسته میمکد، نمادی از تلاش برای رسیدن به چشمه حیات در شرایط سخت.