نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۹ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سخنی کز دهن تنگ تو برمی‌آید

راز غیب است که از پرده به در می‌آید

از گلستان در و دیوار و ز آیینه قفاست

آنچه از حسن تو ما را به نظر می‌آید

آمد کار من و رشته تسبیح یکی است

که ز صد رهگذرم سنگ به سر می‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی و رازهای پنهانی ارتباط دارد. شاعر اشاره می‌کند که آنچه از حسن معشوق به نظر می‌رسد، در حقیقت از عمق وجود او ناشی می‌شود و نمی‌توان به سادگی به آن دست یافت. همچنین، شاعر از گرفتاری‌ها و مشکلات زندگی خود که مانند رشته تسبیحی هستند که در هم گره خورده‌اند، سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه این مشکلات بر سر راه او سنگینی می‌کنند.