نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۶ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو شبنم آن که دل خویش با صفا سازد

ز گرد بالش خورشید متکا سازد

عبث به کینه ما گرم می شود دشمن

سموم را چمن خلق ما صبا سازد

ترا که باده لعلی است در قدح مپسند

که استخوان مرا درد کهربا سازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و صفای دل اشاره دارد و از شبنم به عنوان نمادی از پاکی یاد می‌کند. شاعر به دشمنان خود اشاره می‌کند که بیهوده در کینه‌توزی خود مصمم هستند و به اشتباه نیروی منفی خود را به سمت دیگران می‌فرستند. همچنین، شاعر درباره شراب لعل صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که این شراب او را می‌آزارد و درد آور است. به طور کلی، موضوعات شعر حول مفهوم صفای دل، دشنام به دشمنان، و تأمل بر روی لذت‌های زودگذر و عواقب آنها می‌چرخد.