شمارهٔ ۳۶۵ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سحر که پرده ز رخ گلرخان براندازند
( ) زلزله در ملک خاور اندازند
حذر ز گرمی این ره مکن که آبله ها
به هر قدم که نهی فرش گوهر اندازند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چهره یک معشوق اشاره دارد که با نمایان شدنش، تحولی عمیق در دنیای اطراف ایجاد میشود. همچنین، شاعر به خطراتی که ممکن است در این مسیر وجود داشته باشد، اشاره میکند و به نوعی هشدار میدهد که در این راه باید احتیاط کرد، زیرا عواقب غیرقابل پیشبینی ممکن است به وجود آید. در کل، شعر از زیبایی و چالشهای عشق سخن میگوید.