نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۷ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

می خرامید و صبوح از می بی غش زده بود

لاله ای بود که سر از دل آتش زده بود

ای مه عید کجا گم شده بودی دیروز؟

که کمان ابروی من دست به ترکش زده بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به توصیف حالتی سرخوشانه و شادابی می‌پردازد. او از شخصی صحبت می‌کند که در حال رقصیدن و شادمانی است و از شراب ناب نوشیده. همچنین، به زیبایی و جذابیت چشم‌هایش اشاره می‌کند و احساس می‌کند که محبوبش در روز گذشته غایب بوده است، در حالی که ابروهایش مانند کمان محبتی را به او هدیه داده است.