نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۵ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کاکل او درهم است از شورش سودای خویش

از پریشانی ندارد زلف او پروای خویش

نشأه مستی ز عمر جاودانی خوشترست

خضر و آب زندگانی، ما و ته مینای خویش

در میان هر دو موزون آشنایی معنوی است

سرو تا بالای او را دید جست از جای خویش!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به توصیف حال و هوای خود می‌پردازد. او از پریشانی و درهم بودن کاکلش صحبت می‌کند که نشان از شور و شوق درونی‌اش دارد. این پریشانی به خاطر مشغولیت‌های ذهنی‌اش است و روحی آزاد و بی‌پروا دارد. او به زندگی جاودانی و شادابی اشاره می‌کند و آن را از آب زندگی و خضر می‌داند. همچنین، در این میان، به معنای عمیق و آشنایی بین آدم‌ها اشاره می‌کند و احساس می‌کند که در حرکتی به سمت رهایی و آگاهی معنوی قرار دارد.