نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۸ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن

ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن

رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکم

به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن

ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت

چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و احساسات عمیق خود سخن می‌گوید و از معشوق دعوت می‌کند که به زندگی‌اش وارد شود و آتش اشتیاق را در دلش روشن کند. او به افسردگی و خواب‌آلودگی اشاره می‌کند و از عشق می‌خواهد که آن را برطرف کند. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که گاهی سقوط و احساس حقارت می‌تواند به سمت موفقیت و فلاح راهی باشد، مانند داستان یوسف که ابتدا در چاه افتاد اما در نهایت به مقام بالایی رسید.