نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۶ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رویت که شست چهره به آتش نقاب ازو

شد مشرق ستاره و مه آفتاب ازو

چشم حیا مدار ز خوبان، که آینه است

امروز دیده ای که نرفته است آب ازو

جرات نگر که در قدح موم کرده ایم

آن باده ای که هست بط می کباب ازو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جلوه‌های دل‌فریب چهره معشوق می‌پردازد. شاعر با اشاره به چهره معشوق، آن را مانند آتش و ستاره و آفتاب توصیف می‌کند و می‌گوید که زیبایی او همچون آینه‌ای است که حیا را از چشم‌ها دور می‌کند. همچنین، شاعر از شجاعت خود در نوشیدن می‌گوید و اشاره می‌کند که باده‌ای که در دست دارد، از زیبایی و جذبه معشوق به دست آمده است. در کل، شعر نگاهی عاشقانه و توصیفی به جذابیت معشوق و اثرات آن بر شاعر دارد.