شمارهٔ ۱۰۴ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جولانگه معنی دل هشیار نعیم است
فیض سحر از دیدهٔ بیدار نعیم است
بسته است بلاغت کمر و دست، فصاحت
در بندگی نطق گهربار نعیم است
جنت ز تجلای جمال است منور
فیض نظر پاک ز دیدار نعیم است
بر روی زمین نقش حصیر است اگر فرش
آن مسند زرباف و قلمکار نعیم است
امروز صفابخش دل و ورد [زبان ها]
گر دست دهد صحبت اشعار نعیم است
چشمش چو فلک رنگ نمایی است عجایب
خود می کش و خود ساغر سرشار نعیم است
اقرار به باطل بود و منکر حق است
امروز هر آن کس که در انکار نعیم است
جولانگه معشوق و شهادتگه عشاق
صحن چمن جنت و گلزار نعیم است
گر با تو سعیدا نکند لطف چه سازد
خلق و کرم و مهر و وفا کار نعیم است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره نعیم و ویژگیهای اوست که به عنوان معشوق و منبع خیر و زیبایی توصیف شده است. نعیم دارای دل بیداری است که درک و فهم عمیق تری از زیباییهای زندگی را به ارمغان میآورد. جمال او موجب روشنی بهشت است و نگاه پاک او باعث فیض و برکات فراوان میشود. نعیم انواع بلاغت و فصاحت را در کلامش دارد و گفتارش همچون گوهری ارزشمند است. همچنین او محل تجمع عشق و محبت است و در دلتنگیها و شادیهای زندگی، همیشه همراه و یار مردم است. در نهایت، اگر نعیم لطف نکند، هیچ چیز دیگری نمیتواند به انسان کمک کند، زیرا او نماد کارها و خصایص خوب و ارزشمند است.