نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گردون مروتی به فقیران نداشته است

این تیره کاسه، طاقت مهمان نداشته است

شوری که در محیط دلم موج می زند

نوح نبی ندیده و طوفان نداشته است

بوی گلاب شرم نمی آید از خویش

این شاخ گل مگر که نگهبان نداشته است

ای فخر کاینات بهشتی، به این کمال

چون قامت تو سرو خرامان نداشته است

در جستجوی دل نرسیدم به منزلی

این کعبه هیچ غیر بیابان نداشته است

هر سینه ای که همچو فلک داغدار نیست

در فکر خویش سر به گریبان نداشته است

این خانمان خراب فلک زیر سفره اش

جز دل کباب [و] سینهٔ بریان نداشته است

از داغ مهر او چه خبر دارد آن که او

چون آفتاب سینهٔ عریان نداشته است

چون فکر پخته رای سعیدا ز نازکی

هرگز سری به صحبت خامان نداشته است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف احوالات درونی شاعر و همچنین درد و غم او نسبت به دنیای پیرامونش است. شاعر از نبود شکر و محبت در زندگیش سخن می‌گوید و احساس می‌کند که هیچ‌کس او را درک نمی‌کند. او با استفاده از تشبیهات زیبا، عمق احساساتش را به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند که عشق و آرزوهایش او را به درد می‌آورد. همچنین، شاعری که در جستجوی دل خود است، به ناکامی‌ها و عدم دستیابی به آرامش اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر احساسات عمیق و تنهایی شاعر را تجسم می‌کند و نشان‌دهنده‌ی جستجوی او برای معنای واقعی زندگی است.