شمارهٔ ۱۲۸ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
غافل از دین شیوهٔ خود رسم و آیین کرده است
رسم و آیین رخنه ها در خانهٔ دین کرده است
شهسوار عشق در هنگامهٔ جان باختن
عیش بی اندیشه را در خانهٔ زین کرده است
از شفق هر شب مس افلاک ظاهر می شود
گرچه گردون از ریاضت بیضه زرین کرده است
می دهد رخ طرح با ما مدعی باز از چه روست
بیدق خود را مگر امروز فرزین کرده است؟
گر ببندد چشم خودبینی ز ما من، بهتر است
زان ریاضت ها که زاهد را خدابین کرده است
شانه [زد] بر آن کمر پنداشت مو، مشاطه را
دار معذورش که او [کاری] به تخمین کرده است
شد سعیدا در خیال این غزل همچون هلال
بیت ابروی تو را گویا که تضمین کرده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد جامعه و افراد غافل از دین میپردازد که به رسم و آیینهای نادرست روی آوردهاند. او اشاره میکند که عشق واقعی، جان را در زمان سختی از خود سلب میکند و عیش و نوش بیفکری را بیمقدار میداند. شاعر همچنین به ظهور حقیقت و روشنایی از تاریکیها اشاره میکند و از خودبینی و خودپرستی میگوید که مانع دیدن واقعیتهاست. در نهایت، شاعر به زیبایی ابرو و جذابیتها اشاره کرده و آن را به تحسین میکشاند. این اشارات به معضلات انسانی و جستجوی حقیقت در دل زندگی میپردازد.