شمارهٔ ۱۶۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مقصد از گردیدن شیب و فرازم سیر نیست
کافرام اما مراد و مقصد من دیر نیست
کشتن خود را روا دارم که در کوی حبیب
غیر من دیگر در این دارالصفا کس غیر نیست
ضد هر شی باعث عرفان آن شی می شود
هر که را از شر وقوفی نیست او را خیر نیست
می رساند در نگاهی خویش را بر جان و دل
تیزپرتر از خدنگ ماهرویان طیر نیست
نیست رحمی گفتمش با او به مژگان سیاه
با زبان دشنه گفتا با سعیدا خیر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به جستجوی عشق و معرفت اشاره دارند. شاعر بیان میکند که هدف او از گردش و سیر در زندگی تنها رسیدن به محبوب است و در این مسیر، حتی آماده است خود را قربانی کند، چون در این دارالصفا (دنیا) غیر از او کسی نیست. همچنین مطرح میشود که هر چیز منفی در زندگی باعث بیداری و آگاهی نسبت به چیزهای مثبت میشود و تنها کسی که از حقیقت بیخبر است، به خیر نمیرسد. شاعر تصریح میکند که نگاه محبوب بر دل و جان او تأثیر دارد و او را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر به بیرحمی و ناپاکی که از جانب محبوب ممکن است به او برسد، اشاره میکند.