نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

می از انگور شد میخانه از کیست؟

بت از کافر بود بتخانه از کیست؟

روی از جا به هر آواز پایی

اگر دانی که این افسانه از کیست

ز مجنون کی گریزد طفل وحشی

اگر داند که این دیوانه از کیست

نبیند چشم او ناآشنایی

اگر داند کسی بیگانه از کیست

در این مهمانسرا کس را مکن عیب

گشا چشمی ببین کاشانه از کیست

حقیقت را تماشا کن در این بزم

مبین دست و ببین پیمانه از کیست

تو خود را صاحب خرمن چه سازی

تفکر کن که اصل دانه از کیست

در این ماتم سرای عقل آباد

بجز دل شیوهٔ مستانه از کیست؟

تو را با صاحب کاشانه راهی است

چه می پرسی سعیدا خانه از کیست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به سوالات فلسفی و existential درباره هویت و اصل وجود اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری از می و میخانه، بت و بتخانه، و همچنین مجنون و دیوانگی، به جستجوی حقیقت و معانی عمیق‌تری از زندگی می‌پردازد. او از شنونده می‌خواهد که با تأمل در دنیای اطرافش، به فهم بهتری از خود و دیگران دست یابد و بر مفهوم عشق، هویت و وابستگی‌ها بیندیشد. همچنین، تأکید می‌کند که در این مهمانسرا یا دنیای زندگی، نباید به دیگران عیب بگیریم و بهتر است به حقیقت و اصل وجود توجه کنیم. در نهایت، شاعر از فرد می‌خواهد تا به جای جستجوی بی‌پاسخ، به خود و ارتباطش با دیگران بیندیشد.