نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست

هرچه خواهد می‌کند عارف کسی را بنده نیست

درد بی‌دردی عجب دردی است ضعف طرفه‌ای است

صاحب این درد گویا در حساب زنده نیست

طفل چون آید به عالم گریه‌اش دانی چراست

وسعت این دور می‌بیند که جای خنده نیست

از پی هر صید لاغر عمر خود ضایع مکن

ز این کمان چون تیر بیرون جست باز آینده نیست

بس که مردم را خیال ماسوا دل برده است

هیچ کس از فعل زشت خویشتن شرمنده نیست

آسمان غربال پر آبی است اما قطره‌ای

تا نخواهد صاحب غربال، زان ریزنده نیست

سر فروکش در مرقع، سیر را پوشیده کن

چیست در عالم، سعیدا کان درون جنده نیست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات عرفانی و فلسفی می‌پردازد. در آن به نقد رفتارها و ذهنیت‌های انسان‌ها اشاره می‌شود و بیان می‌کند که کارهای اهل الله، که به پیروان عرفان و رهبانیت اشاره دارد، قابل طعن و سرزنش نیست. همچنین به احوالات بشری و دردهای درونی اشاره می‌کند، به ویژه دردهایی که ناشی از بی‌توجهی به خود و مسائلی مانند بی‌خویشتن‌داری است. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که انسان‌ها به دنبال چیزهای بی‌ارزش هستند و از اعمال ناپسند خود شرمنده نیستند. در نهایت به نوعی دعوت به خودآگاهی و رهایی از دنیا و خواسته‌های سطحی و مادی دارد. بعبارتی می‌گوید که در زیر ظاهر باید به عمق وجود خود و ویژگی‌های واقعی‌مان بپردازیم.